علی بن مهزیار

عابد گنهکار

داستان

11 مه 2023 360فاتحه
علی بن مهزیار

داستان برصیصا که بعد از سال ها عبادت کافر شد

راهبی بنی اسراییلی بود که برصیصا نام داشت و حدود 60-70 سال عبادت می کرد و به دور از مردم در صومعه ای زندگی می کرد و به دلیل فساد مردم آن زمان از آن ها کناره گرفته  بود. روزی شیطان به سربازانش گفت کدام یک از شما می تواند او را گمراه کند و مانند بقیه فاسدش کند. یکی از سربازانش گفت او را به من بسپارید می دانم با او چکار کنم. روزی این سرباز شیطان خود را به شکل عابدی درآورد و سپس به پیش برصیصا رفت و گفت تو عابدی بزرگ هستی و می خواهم پیش تو عبادت را یاد بگیریم و طبیعا آن راهب خبر نداشت که این شخص شیطان است و برای بیچاره کردن او آمده است. بعد از مدتی این شیطان به برصیصا گفت که من فکر می کردم تو عابد خیلی خوبی هستی ولی آدم مهمی هم نیستی. آن عابد گفت چکار کنم مثل تو شوم و عابد بزرگی شوم.  آن شیطان گفت: یک دعا یادتت می دهم که هر وقت شخصی جنی پیشت آمد آن را بر آن شخص بخوان و خوب می شود.

توجه : از قدیم علمای اهل سنت بر این باور بودند که جن وارد بدن انسان می شود اما گروه ها و فرقه های گمراه منتصب به اسلام همچنین منکر این موضوع هستند و حتی بعضی از مسلمانان جاهل هم امروز این موضوع را انکار می کنند، اما وارد شدن جن به بدن حقیقت دارد و شکی در آن نیست.

آن راهب گفت: این کار را به  من یاد مده و بگذار به خداپرستی ام مشغول باشم تا اینکه شیطان او را قانع می کند که به این کار بپردازد. روزی این شیطان درون بدن دختری می رود که پدرش پادشاه بود و لی مرده بود و یکی از برادرانش به جای او نشسته بود. روزی این دختر که مبتلا به این بیماری بود را پیش این راهب آوردند. راهب این دعا را برایش خواند و آن دختر بهتر شد. خانواده دختر گفتند او را پیشت می گذاریم تا اینکه کاملا خوب شود و محلی را نزدیک صومعه راهب درست کردند و آن دختر در آن جا اقامت کرد. این راهب هر قت که نماز می خواند می دید که این دختر  حالش بد شده است و هر بار پیشش می رفت که دعا برایش بخواند. برصیصا نمی دانست که این جنی که وارد بدن آن دختر پادشاه شده بود همان سرباز شیطان است. و زمانی که دعا می خواند آن شیطان بیرون می آمد و بعد از مدتی دوباره وارد بدن دختر می شد. یک روز برصیصا داشت عبادت می کرد که دید آن دختر حالش دوباره بد شده است وقتی پیشش رفت لباس آن دختر بیرون آمد. شیطان او را وسوسه کرد تا فاحشه کند اما آن عابد از شیطان به خدا پناه برد. بار دوم،بار سوم همین کار را کرد تا اینکه بالاخره مرتکب عمل فحشا شد. شیطان او را وسوسه کرد و گفت: این دختر حامله شده و اگر خانواده این دختر این موضوع را بفهمند دمار از روزگارت در می آورند. خوب چاره چیست؟ چاره این است که این دختر را همراه با بچه ای که در شکم دارد بکشی. خلاصه برصیصا دختر را با بچه اش  کشت. سپس شیطان به او گفت اگر خانواده دختر آمد بگو من برایش دعا می خواندم ولی آن قدر جنش قوی بود که او را دزدیدند. همین کار را هم کرد. دو سه روز شیطان به خواب برادرانش آمد که راهب دروغ گفته و آن خواهرشان را زیر فلان درخت دفن کرده است. آن ها پیش راهب رفتند و گفتند تو دختر ما را کشتی و ما می دانیم که جنازه خواهرمان را زیر فلان درخت دفن کردی. خلاصه جسد خواهرشان را پیدا کردند و برصیصا را بردند پیش برادر آن دختر که به جای پدرش پادشاه شده تا اینکه برصیصا را اعدام کنند. دیدیم که عابدی که 60-70 سال عبادت کرده بود زنا هم کرد و قتل هم کرد و دروغ هم گفت. شیطان در مقابله با انسان بسیار با حوصله است به همین دلیل فقط به دنبال انسان های کافر و فاجر نمی رود بلکه به  دنبال انسان های متقی هم می رود تا اینکه زهر خود را به او بخوراند. اما آیا این داستان تمام شد خیر. ببینیم که در آخر چه اتفاقی می افتد. شیطان پیش راهب می آید و می گوید من شیطان هستم و باعث شدم که زنا کنی و دروغ بگویی و دو نفس را به قتل برسانی پس قدرت و هوشی از طرف خودم داشتم که تو را به این روز انداختم. پس به حرف من گوش کن تا تو را از اینجا فراری دهم. آن راهب گفت چکار کنم. آن سرباز شیطان گفت یک سجده برایم انجام بده تو را نجات می دهم. برصیصا سجده کرد و کافر شد و سپس شیطان از وی دور شد و گفت من نمی توانم برایت کاری انجام بدهم و رفت و آن راهب اعدام شد. خداوند در سوره حشر آیه ی 17 می فرماید :

كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ (16) فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ

ترجمه : مثل آنان همانند شیطان است زمانی که به انسان گفت کافر شو، زمانی که کافر شد گفت: من از تو بیزار هستم من از پروردگار جهانیان می ترسم و عاقبت هر دوی آن ها هم انسان(برصیصا)  که این کار را کرد و هم شیطان که وسوسه ها را انجام داد این است که جاودانه در آتش جهنم بمانند و این پاداش ستمکاران است.

و بعد از این آیه خداوند می فرماید :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید، تقوای خدا پیشه کنید و  باید هر نفسی نگاه کند و ببیند چه چیزی را برای فردا آماده کرده است و تقوای خداوند پیشه کند و خداوند نسبت به اعمالی که انجام می دهید بسیار آگاه است.(فردا در این آیه منظور فردای جمعه و یا شنبه نیست بلکه روز قیامت است)

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *