علی بن مهزیار

شهید ثالث

علمای دین

27 سپتامبر 2023 300فاتحه
علی بن مهزیار

ولادت

سید نوراللّٰه بن سید شریف‌الدین بن سید ضیاءالدین مرعشى شوشترى ، معروف به شهید ثالث، در سال 956، در شهر شوشتر دیده به جهان گشود.
نسب ایشان با بیست‌ویک واسطه، به جد سادات مرعشی، یعنی ابوالحسن على بن عبداللّٰه بن محمّد بن حسن بن حسین اصغر بن امام زین‌العابدین(ع) مى‌رسد.
مادر او سیده بزرگوار، فاطمه مرعشیه، دخترعموى پدرش مى‌باشد .
پدر وی پیش از سال 990، یعنی قبل از اتمام تألیف کتاب «مجالس المؤمنین»، رحلت نموده‌است. ایشان اجازه‌نامه‌اى از فاضل قطیفی، شیخ ابراهیم بن سلیمان – ‌معاصر محقّق کرکى – ‌دریافت کرده که تاریخ کتابت آن،‌ یازدهم جمادى‌الاُولى سال 944 است.

تحصیل علم
سید نورالله، تا سن رشد در شوشتر ماند و از محضر پدر عالم خویش و سایر اساتید کسب فیض نمود. سپس در سال 979، عازم مشهد مقدس شد و نزد عبدالواحد شوشتری، به تحصیلات خود ادامه داد.

هجرت به هندوستان
وی، پس از تحصیل در مشهد مقدس، تصمیم گرفت براى ترویج مذهب شیعه به سرزمین هند برود و به دنبال این تصمیم در اوّل ماه شوال سال 993، وارد لاهور شد. در آن زمان اکبر شاه گورکانى که از بزرگ‌ترین پادشاهان سلسله تیمورى هند به حساب مى‌آید و سنى‌مذهب بود، بر آن سرزمین حکومت مى‌کرد. او با شنیدن آوازه سید نوراللّٰه، او را به دربار خویش فراخواند و از ملازمین دربار خود قرار داد. پس از مدّتى قاضى بزرگ هند از دنیا رفت و اکبر شاه منصب قضا و افتا را به نوراللّٰه پیشنهاد کرد. وى ابتدا از پذیرفتن آن خوددارى کرد، ولى پس از اصرار زیاد اکبر شاه، آن را به این شرط پذیرفت که بر اساس اجتهاد خودش عمل کند، به شرطى که مطابق یکى از مذاهب چهارگانه معروف اهل سنّت باشد.
او در حکومت اکبر شاه داراى موقعیت بالایى بود و به تدریس فقه بر اساس مذاهب پنج‌گانه (شیعه، حنفى، مالکى، حنبلى و شافعى)، اشتغال داشت و مذهب خویش را کتمان مى‌کرد و در زمانى که مى‌خواست حکمى صادر کند، آن مذهبى را که مطابق مذهب شیعه بود، انتخاب مى‌کرد. آوازه دانش او در اقصى نقاط هند پیچید و از سراسر شبه قارّه، دانشجویان براى کسب فیض خدمتش مى‌رسیدند.
شیخ على معروف، به حزین لاهیجی، معاصر علاّمه مجلسى، در کتاب «تذکره»، پس از نقل شرطى که قاضى در پذیرش منصب قضاوت نموده و اکبر شاه آن را پذیرفته بود، مى‌نویسد: قاضى، مطابق مذهب شیعه قضاوت مى‌کرد و هرگاه کسى بر قضاوت او اشکال مى‌کرد، به او مى‌فهماند که این قضاوت و فتوا مطابق با یکى از چهار مذهب اهل سنّت است. او به کار قضاوت ادامه داد و در پنهانى به تألیف کتاب‌هایش اشتغال داشت.

شهادت
بالاخره اکبر شاه از دنیا رفت و فرزندش جهان‌گیر شاه به سلطنت رسید. در آغاز حکومت وى نیز سید به شغل خویش ادامه داد، تا اینکه یکى از علماى اهل سنت که نزد جهان‌گیر شاه موقعیتى داشت، متوجّه تشیع سید شد. او شروع به بدگویى از سید نزد سلطان کرد و گفت: وى به هیچ‌یک از مذاهب چهارگانه اهل سنّت پایبند نیست و فتواهاى او مطابق مذهب شیعه است.
جهان‌گیر شاه به سخنان او اعتنایى نکرد و گفت: با این مطلب، شیعه بودن او ثابت نمى‌شود؛ زیرا او در آغاز کار که منصب قضاوت را پذیرفت، شرط کرد که بر اساس فتواى خودش عمل کند و درعین‌حال آن فتوا موافق یکى از مذاهب چهارگانه باشد.
ایشان در میان چهار مذهب، فتوایى را انتخاب مى‌کرد که موافق مذهب شیعه باشد و از سوى دیگر تمام سعى خویش را در یارى دین و دفع شبهه‌هاى مخالفین به‌کار مى‌گرفت و با تسلّطى که در رشته‌هاى مختلف علمى داشت، با هریک از دانشمندان آن رشته‌ها مناظره مى‌کرد، بر او پیروز مى‌شد. حضور او در دربار موجب شده بود تا راه‌ها بر رشوه‌گیران و رشوه‌دهندگان بسته شود و به همین جهت حسادت برخى از عالمان هم‌عصر خویش و قضاتى را که به رشوه‌گیرى عادت کرده بودند، برانگیخت و آنها را به توطئه‌چینى علیه خود واداشت، امّا آنها که نمى‌توانستند بهانه‌اى به دست بیاورند، شیعه بودن او را دستاویز کرده و منتظر فرصتى براى انتقام ماندند.
حسودها فرصت را مغتنم شمرده و یکى از افرادِ خودشان را به‌عنوان شاگرد ملازم قاضى قرار دادند. او خود را شیعه معرفى کرد و گفت براى استفاده از دانش قاضى نوراللّٰه نزد وى رفته است. مرحوم قاضى نیز به وى اعتماد کرد و کتاب‌هاى خویش را در اختیار او گذاشت. آن شخصِ جاسوس، به رونویسى از کتاب «إحقاق الحق» پرداخت و یک نسخه از آن را به جهان‌گیر شاه داد. علماى اهل سنّت نزد شاه رفته و با بدگویى از قاضى، آتش غضب او را شعله‌ور ساختند، تا جایى که سلطان دستور داد لباس‌هاى قاضى را از بدنش بیرون آورده و او را با چوب‌هایى پر از تیغ زدند و این زدن تا آنجا ادامه یافت که بدنش پاره‌پاره شد و روح پاکش از بدنش خارج شد و به ملکوت اعلا پیوست.
این عالم بزرگوار، در روز 26 ماه ربیع‌الآخر سال 1019، به شهادت رسیده است. در تاریخ شهادت وى چنین گفته‌اند: سید نوراللّٰه شهید شد (1019 ).
بدن پاک سید را پس از شهادت در شهر اکبرآباد «آگره» در قبرستانى که به نام مقبره اهل حقّ است، به خاک سپردند. قبر او کاملاً شناخته‌شده و معلوم است و مردم هند آن را زیارتگاه خویش قرار داده و براى وى نذرهاى فراوانى مى‌کنند.

فرزندان
‌سید شریف‌الدین (992-1020)؛
‌سید محمّدیوسف، از شاگردان پدر بزرگوارش؛
‌سید علاءالملک، از حکما، مورخین و شعرای عصر خویش و صاحب تألیفات؛
‌سید ابوالمعالى (1004-1046)؛
‌سید علاءالدوله، متولد 1012.

تألیفات
مرحوم قاضى نوراللّٰه، بسیار پرکار بود و در مدت عمر 63 ساله خود، آثار قلمى فراوانى از خویش به یادگار گذاشت که رقم آنها به 98 عنوان مى‌رسد. به‌لحاظ جامعیت وى در علوم عقلى و نقلى و ادبیات، تألیفات او نیز بسیار متنوع است. او در علوم مختلف، از جمله: فقه، اصول، تفسیر، کلام، مناظره و عرفان تألیف دارد و دیوان شعرى نیز از او به یادگار مانده است.
مهم‌ترین تألیفات او عبارتند از:
إحقاق الحق، که در رد کتاب «فضل بن روزبهان» نوشته است؛
الصّوارم المهرقة، در رد الصواعق المحرقة ابن حجر مکى هیثمى؛
‌الشهب الثاقبة (‌تلخیص الصوارم المهرقة فی رد الصواعق المحرقة)؛
رسالة فی ردّ مقدّمات ترجمة الصّواعق المحرقة؛
مصائب النواصب (یا معائب النواصب)، در رد کتاب نواقض الروافض است که در رد شیعه نوشته شده بود؛
مجالس المؤمنین، که شرح حال علماى شیعه است و هو کتاب مشهور طبع مرّات؛
کشف العوار فی تفسیر آیة الغار؛
أسئلة یوسفیة (‌مکاتبات میر یوسف استرآبادی با قاضی نورالله؛
نهایة الإقدام فی وجوب المسح علی الأقدام؛
‌شرح دعای صباح حضرت امیر مؤمنان علی بن ابی‌طالب(ع)؛
إلقام الحجر فی الرّد على ابن الحجر؛
بحر الغدیر فی إثبات تواتر حدیث الغدیر سندا و نصیته دلالة؛
حاشیة على شرح المواقف فی الکلام؛
دلائل الشیعة فی الإمامة بالفارسیة؛
رسالة فی ردّ بعض العامة حیث نفى عصمة الأنبیاء؛
رسالة فی الرّد على رسالة الدّوانی حیث ذهب إلى تصحیح إیمان فرعون؛
رسالة فی إثبات التشیع للسید محمّد نوربخش؛
کتاب فی مناظراته مع المخالفین؛
کتاب فی مناقب الأئمة من طرق المخالفین؛
کتاب فی أنساب أسرته المرعشیة؛
و…

 

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *