سید ابوالقاسم خویى (1317- 1413ق)، فقیه، اصولی، عالم بزرگ رجالی، مفسر قرآن، متکلم، از مراجع تقلید شیعه، نویسنده مجموعه 24 جلدی معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة
ولادت
در شب پانزدهم ماه رجب سال 1317ق، در خانواده علم و دانش و تقوا در شهرستان خوى دیده به جهان گشود.
آیتالله سید ابوالقاسم خویى در دامان پاک پدر و مادرش دوران کودکى را پشت سر نهاده و پس از آموختن قرآن و خواندن و نوشتن، در 13 سالگى (سال 1330ق) همراه برادر بزرگ خویش مرحوم سید عبدالله خویى و دیگر افراد خانواده رهسپار نجف شد.
ایشان از دوران کودکى و نوجوانى به هوش و ذکاوت و حافظه و استعداد در میان همسالان خود معروف بود و در اندک زمانى گوى سبقت را از همگان ربود.
تدریس
آیتالله خویى در خلال تحصیل، به تدریس نیز مىپرداخت و هر کتابى را که مىآموخت، کتاب پیش از آن را تدریس مىکرد.
ایشان سالها به تدریس خارج فقه و اصول و تفسیر قرآن کریم اشتغال داشت.
وی در هر روز چهار نوبت به تدریس پرداخته و اکثر اوقات خویش را به تتبع، تحقیق، تألیف، تدریس و تعلیم شاگردان سپرى ساخته و حتى از استراحت خود براى ازدیاد ساعات مطالعه مىکاستند.
او پس از درس، مدتى طولانى نزدیک به یک ساعت براى پاسخ به پرسشهاى علمى شاگردان خویش در محفل درس مىنشست و در مجالس خصوصى نیز صحبت علمى به میان مىآورد و حتى در کوچه و خیابان هم به سؤالات شاگردان و افراد دیگر پاسخ مىداد.
ویژگیهاى اخلاقى
یارى ضعیفان
از ویژگیهاى بارز رفتار ایشان دستگیرى از نیازمندان و کمک به درماندگان بود. هر جا احساس مىنمود عدهاى به کمک و رسیدگى نیاز دارند بدون درنگ به یارى آنان مىشتافت؛ لذا مىبینیم که مؤسسات خیریه زیادى به نام ایشان در هند و پاکستان و تایلند و ایران و عراق و لبنان تأسیس شده است.
بهخصوص در ماههاى رمضان و ذىالحجه، توجه و اهتمام ایشان به زندگى فقرا و ایتام، بیشتر مىشد.
عفو و گذشت
آیتالله خویى با بدخواهان و حسودان و مخالفان خویش، با بزرگى و متانت رفتار مینمود و از سر تقصیرات و اشتباهات آنان مىگذشت و حتى به آنان احسان مىکرد.
بهرهبردارى از وقت
ایشان هیچ لحظهای را به بطالت نمیگذراند، بلکه تمام اوقات شبانهروز خود را جز اندکی که ناگزیر از استراحت بود، در راه تدریس، مطالعه، عبادت و تهجد، قرائت قرآن، جواب استفتائات، ملاقات با مردم، تألیف، نماز جماعت و زیارت مصروف میداشت.
سادهزیستى
وی در زندگى بىآلایش و ساده بود. از تجمل و رفاه زاید دورى مىکرد. خوراکش را غذایى ساده تشکیل مىداد و در صرف وجوهات شرعى کاملا احتیاط مىنمود.
از بسیارى کارهاى مشروع بهخاطر منافات داشتن با روح زهد و تقوا دورى مىکرد.
تواضع و فروتنى
وی باآنکه از مدرسان بزرگ جهان تشیع بشمار مىرفت و شاگردان و پرورشیافتگان مکتبش غالباً از پیشوایان فکرى جهان تشیع محسوب مىشدند و حوزه درسىاش از پرآوازهترین محافل علمى جهان اسلام بود، از مظاهر کبر و غرور دورى کرده و درِ خانهاش به روى همه باز بود و همه مىتوانستند شخصا با وی ملاقات نموده و مسائل خود را با او در میان بگذارند.
تقید به زیارت
ایشان به زیارت حضرت امیرالمؤمنین(ع) بسیار علاقه داشت و هر روز پیش از شروع درس به حرم مطهر میرفت و پس از زیارت و عرض سلام براى تدریس به مسجد خضراء مىآمد.
در ایام زیارت مخصوص امام حسین(ع)، به کربلا رفته و آن حضرت را زیارت مىکرد و به همین منظور خانهاى هم در کربلا اجاره کرده بود. مدتى نیز با ماشینى که توسط برخى افراد خیر تهیه شده بود هر شب جمعه به زیارت مرقد سیدالشهداء(ع) مىرفت.
سفر به ایران
آیتالله خویى در سال 1350ق، به زیارت حضرت امام رضا(ع) نایل آمدند.
در اوایل ماه رجب سال 1368ق، بار دیگر از نجف اشرف به قصد زیارت حضرت ثامنالحجج(ع) و معالجه کسالت قلب و سینه، راهى ایران گشته و از راه همدان عازم قم شدند. آنگاه که خبر ورودشان به قم رسید بزرگان حوزه و دانشمندان، همراه انبوه مردم تا هشت فرسنگى قم به استقبال او آمدند.
زمانی که ایشان قصد حرکت به تهران کرد بسیارى از مردم تهران و ساکنان شهر رى تا شش فرسنگى به استقبالش آمده و مورد تجلیل عموم طبقات واقع شدند.
پس از آن به مشهد مقدس مشرف شده و بعد از مدتى به نجف اشرف مراجعت نمودند.
خدمات اجتماعى
آن مرجع بزرگ در طول مرجعیت خود با امکاناتى که در اختیار داشت، تأسیسات عظیم و بناهاى بزرگ و کتابخانهها و مدارس و حوزههایى را بنا نهاد که به برخى از آنها اشاره مىشود:
آیتالله العظمى خویى، قم؛ مدرسه و کتابخانهاى در مشهد مقدس به نام ایشان؛ دارالعلم و مجتمع امام زمان، اصفهان، بمبئى، بیروت، نجف اشرف؛ مدارس دینى در بانکوک (تایلند) و داکا (بنگلادش)؛ در کشورهاى پاکستان و مالزى؛ انگلستان (لندن)؛، اندونزى (جاکارتا)؛ مرکز اسلامى در فرانسه؛ مسجد و مرکز اسلامى در شهرهاى دیترویت، لوس آنجلس و نیویورک آمریکا و…
اساتید
پدر بزرگوارش؛
آیتالله شیخ فتحالله شریعت اصفهانى (متوفاى 1339ق)؛
آیتالله میرزاى نائینى (متوفاى 1355ق)؛
آیتالله آقا ضیاء عراقى (متوفاى 1361ق)؛
آیتالله شیخ محمدحسین غروى اصفهانى (متوفاى 1361ق)؛
آیتالله میرزا علىآقا شیرازى فرزند میرزاى شیرازى (متوفاى 1355ق)؛
آیتالله شیخ محمدجواد بلاغى نجفى (متوفاى 1352ق)؛
آیتالله سید حسین بادکوبهاى (متوفاى 1358ق)؛
آیتالله آقا میرزا علىآقا قاضى (متوفاى 1366ق)؛
و…
مشایخ روایت
آیتالله خویى درحالىکه هنوز جوان بود، موفق شد از بزرگان حوزه نجف اجازه نقل حدیث دریافت داشته و توسط آن، کتابهاى دانشمندان شیعه و سنى را روایت کند. یکى از این مشایخ، مرحوم میرزاى نائینى بود که بهوسیله ایشان از استادش مرحوم محدّث نورى، کتابهایى مانند: «اصول کافى»، «»، «تهذیب»، «استبصار»، «»، «بحار الأنوار»، «وافى» و… را روایت مىنمود.
اجازه دیگر ایشان، اجازه روایى علامه سترگ آیتالله سید عبدالحسین شرفالدین عاملى صاحب «المراجعات»، (متوفاى 1377) بود که بهواسطه ایشان کتابها و تألیفات دانشمندان اهل سنت را روایت مىکند.
شاگردان
آیتالله سید ابوالحسن شیرازى؛
آیتالله ابوالفضل نجفى خوانسارى؛
آیتالله ابوالقاسم گرجى؛
آیتالله احمد دشتى؛
آیتالله اسماعیل محقق بلخى؛
آیتالله باقر شریف قرشى؛
آیتالله سید جلالالدین فقیه ایمانى؛
آیتالله میرزا جواد تبریزى؛
و…
آثار
التنقیح، در فقه، 8 جلد؛
مستند العروة الوثقى، در 5 جلد؛
فقه الشیعة، در 5 جلد؛
منهاج الصالحین، 2 جلد، شامل یک دوره اجمالى فقه؛
مصباح الفقاهة، در 3 جلد؛
مصباح الأصول، در 2 جلد؛
البیان فی تفسیر القران، که در آن مقدمات علوم قرآنى مورد بررسى قرار گرفته است؛
معجم رجال الحدیث، در 23 جلد؛
تقریرات درسهاى علامه نائینى که در دو جلد با نام «أجود التقریرات» منتشر شده است؛ و…
وفات
پس از 96 سال حیات پرافتخار و برجاى نهادن خدمات بزرگ دینى و دهها اثر جاویدان و تحمل فشارها و رنجها و مصیبتهاى فراوان در حکومت ظالمانه صدام و پس از یک سال دورى از جوار جد بزرگوارش امیرالمؤمنین على(ع) و تبعید به کوفه، سرانجام خورشید فروزان زندگانى آیتالله خویى در عصر روز شنبه هشتم صفر 1413ق، براى همیشه غروب کرد و مسلمانان را با اندوهى جانکاه مواجه نمود.
او که در زندگى بهسان جدّش حضرت موسى بن جعفر(ع) به طاغوت عصر خود مبتلا شده بود، پس از وفات نیز به سرنوشت جده مظلومهاش حضرت زهرا(س) مبتلا گشته و در نیمههاى شب با حضور مأموران امنیتى بعث، پیکر پاکش غریبانه و مظلومانه و بدون تشییع، پس از نماز توسط حضرت آیتالله حاج سید على سیستانى، بهوسیله چند تن از شاگردان و یارانش در مسجد خضرا به خاک سپرده شد.
با انتشار خبر وفات ایشان گرچه با اعلام حکومت نظامى در نجف و کوفه و آمادهباش نیروهاى نظامى در بغداد و شهرهاى مرکزى و جنوبى عراق، از برپایى هرگونه مراسمى جلوگیرى به عمل آمد، اما از نخستین ساعات بامداد روز نهم صفر صداى قرآن در تمام نقاط ایران طنینانداز شد و از سوى دولت جمهورى اسلامى سه روز عزاى عمومى اعلام گردید و در و دیوار شهرها و روستاها سیاهپوش شد و مردم به نوحهخوانى و عزادارى پرداختند.
در کشورهاى مختلف جهان، از هند و کشمیر و افغانستان و پاکستان و بنگلادش و کویت و سوریه و لبنان و امارات خلیج فارس گرفته تا آمریکا و کانادا و انگلیس و تایلند نیز محافل یادبود مختلفى برگزار شد.