*1337 در روستای شکاره اهواز چشم به جهان گشود و در 4 دیماه 65 در عملیات کربلای 4 در سمت رئیس ستاد لشکر 7 ولی عصر (عج) خوزستان مفقود می شوند و بعد از 10 سال در بهمن 75 در 16 بهمن در اهواز تشییع شد.
*وقتی در مسجد حجازی اهواز در پایان مراسم تشییع وصیتنامه او خوانده شد مادرش در خواب او را می بییند که به مادر می گوید من 9 وصیت داشتم چرا فقط یکی خوانده شد که بعد با گشتن در وسایل به جا مانده از او بقیه وصیتنامه او هم پیدا شد
*اقا موسی از قبل پیروزی انقلاب یک پشتوانه اعتقادی عمیقی در معارف اسلامی داشتند لذا وی قبل از شهادت شهید پرور بودند و خیلی از شاگردان او شهید شدند و بعضی دیگر امروز در حوزه دانشگاه سپاه در حال خدمت به نظام و انقلاب هستند.
*یکی از خصوصیات اقا موسی ابتکار و دادن طرح مناسب در زمان مناسب بود در اوایل روزهای پیروزی انقلاب با مشورت ایت الله جزایری،شورای هماهنگی مساجد اهواز را تشکیل دادند و هدفش این بود تا مساجد با تشکیلات منسجم و و منظم بتوانند نیروی انقلاب مومن تربیت کنند.
*ایشان روی جذب نیرو بسیار حساس بودند یکی از دوستان اقا موسی تعریف می کند روزی شخصی که این حرکت ها انقلاب و فرهنگی را قبول نداشت در جمع به صورت شهید آب دهان انداخت و دوستان اقا موسی به خاطر علاقه ایی که به وی داشتند می خواستند عکس العمل نشان دهند که ایشان منع می کنند و بعد همین طور که به محاسن خودش دست می کشد می گوید: “خیلی مچکرم صورت منو متبرک کردی”و بعد فردای آن روز هدیه ایی بردیم منزل این طرفی که این کار را کرده بود و همین برخورد شهید سبب تحول او می شود تا جایی که آن اقا در راه انقلاب و اسلام شهید می شود
*در راستای جذب و تربیت نیرو برای دفاع مقدس دست به تاسیس لشگر قدس زدند که مسئولیتش با سید جبار موسوی بود تا آنجا که خیلی از شهدای پایان جنگ از کسانی بودند که در ابتدای جنگ توسط همین لشگر به مساجد جذب و تربیت شده بودند.
*اقا موسی نامه ایی می نویسد به مادران و خواهرانی که در پشت جبهه مایحتاج رزمندگان را تهیه می کردند و ضمن تشکر از فرستاندن غذا و وسایل مورد نیاز رزمندگان در جبهه در ادامه می نویسد:البته بالاتر از این امور برای شما تربیت فرزندان انقلابی و مومن و صالح است و به این امر مهم بپردازید.
*چرا موسی اقاموسی شد به خاطر خودسازی ایشان بود نماز شب او معروف بود و تا جایی که توانایی داشت نماز شبش ترک نشد اهل تحقیق در معارف اسلامی بودند سخنرانی می کردند در ذیل حدیث معروفی از پیامبر که می فرماید “هرکس چهل روز خودش را برای خدا خالص کند خدا چشمه های حکمت را از قلب به زبانش جاری می کند”چنین نوشته است:من 20 روز به این حدیث عمل کردم وقتی کسی درب خانه می آمد می دانستم کیست و خواسته اش چیست.
*شهید موسی اسکندری دست نوشته ایی دارند متعلق به 16مرداد 63 ساعت6:30 صبح که در بوشهر و کنار خلیج فارس نوشته است که در آنجا اشاراتی به بیداری اسلامی دارد و این مسئله را در دهه 60 پیش بینی می کند.
“….در ان وقت دل شیعیان،مسلمانان و مستضعفان عالم امکان شاد می شود و در آن وقت مردان فلسطین لبنان افغان فیلیپین مصر عراق عربستان و همه کشورهای جهان به وجو و نشاط می آِند و مسلسلهایشان رو به آسمان رگبار شادی پیروزی سر میدهند و شعار الله اکبر و نصرمن الله وفتح قریب آنها کاخ های مستکبران را یکی پس از دیگری فرو می ریزد….”
*ایشان در نوشته هایش دارد که:من هم به زن و فرزندو خانواده ام علاقه دارم اما تا آنجا که محبت بالاتری نباشد آری من خدا را دوست دارم من به اهل بیت عشق می ورزم و حاضر در راه اینها سالها آواره کوه و بیابان و دریا و دره ها شوم تا شاید به درگاه الهی مقرب شوم و این چنین شد که ده سال از زمستان 65 تا زمستان 75 آواره و گمنام ماند.
در هنگام تفحّص پیکر مطهّرش قرآن جیبی که همراه وی بوده پس از سالها در جیبش سالم پیدا شده است. پیکر مطهرش هم سال 1375 در میان خیل مردم شهید پرور ایران به خاک سپرده شد. وی هماکنون در کنار برادرش “مهدی اسکندری” در بهشت شهدای اهواز آرمیده است.
وصیت نامه سردار سرلشکر شهید موسی اسکندری
بسمه تعالى
و لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظیم حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولا و نعم النصیر
امشب آخرین شب من ، آخرین شب انتظار ، آخرین شب انتظار است ,همان آخرین شب انتظار مستضعفین محروم و مظلوم لبنان و افغان و دیگر مردم مظلوم دنیا ، وامشب نیز شاید آخرین شب بسیارى از عزیزان و نخبگان این امت باشد که به جرات باید گفت مثل اینها در هیچ دوره اى جز صدر اسلام و آنهم در معدودى افراد پیدا نمى شوند و انشاءالله امیدوارم که با پیروزى در عملیات قلب امام زمان سلام الله علیهم و امام امت و مردم شهید پرورمان را شاد نماید.
اما بعد بنده حقیر موسى اسکندرى فرزند قربانعلى ملتمس دعا از همه عزیزان را دارم از همه کسانى که به نحوى با آنها ارتباط شغلى داشته ام مى خواهم که مرا ببخشید. در صورتى که ازبنده خطایى دیده باشند مرا عفو نمایند ,مسلما عفو یک گناهکار پاداش بسیار بزرگى دارد که العفو خیرلکم , ازخانواده ام, پدر و مادر عزیز و مهربان و خوبم و از امیدانم (شیخ محسن و محمود ) برادران عزیزم تا خواهران صابرم و تا خانواده مظلوم و صابرم التماس دعا دارم و از همه آنها مى خواهم که مرا دعا نمایند در صورت امکان مرا نزدیک قبر بچه ها (مهدى – محسن – علیرضا ) دفن نمایند .
از مهدیه و مهدى عزیزان کوچولو و امیدان آینده اسلام مى خواهم که پدرشان را از یاد نبرند و او را دعا نمایند, ازشان مى خواهم که راه علم و معرفت را پیش گیرند که سعادت دنیا و آخرت در آن نهفته است. انشاالله با قلبى آکنده از معرفت, ولایت و محبت آل على علیهم السلام در تمام مراحل زندگى موفق باشید و پدرگناهکار و منتظر دعایتان را نیز از این معرفت که کسب نموده اید فراموش ننمایید و خیراتى نصیبش کنید.
دیگر عرضى ندارم جز در خواست عفو عزیزان و سفارش بر پیروى مطلق و گام به گام ولعل به لعل امام امت, این پیر روشن ضمیر را مى نمایم .
مساجد و جلسات قرآن و کار با بچه هاى انقلاب و جلسات خانگى و غیره را سفارش مى نمایم . 2/10/65 شب قبل از عملیات موسی اسکندری